پژوهشكده تحقيقات اسلامى

68

سرداران صدر اسلام (فارسى)

را برهنه كرد ماهمگى شمشيرها رابرهنه كرديم ، او تكبير گفت مانيز همگى بااو تكبيرگفتيم وبرآن گروه هجوم برديم گروهى بادشمن درگير شدند ، دراين اثناء مرد بلند قامتى راديدم كه شمشير برهنه دردست داشت و به پشت حركت مى كرد و مىگفت : و اى مسلمان به بهشت بيا ! من او رادنبال كردم ، دانستم كه او مى خواهد با مارويارو شود ، او رادنبال كردم همراهم فرياد زد كه دور مرو كه فرمانده ما رااز تعقيب دشمن هشدار داده ولى من خود رابه او رساندم وتيرى به پشت او زدم تا اينكه مرُد و لاشه‌اش بر زمين افتاد ، شمشيرش راگرفتم همرزمم فرياد مىزد : كجا مىروى ؟ به خداسوگند اگر من نزد ابوقتاده روم واو سراغ تو را از من بگيرد واقعه را به او گزارش خواهم كرد . گويد : ( پيش از آنكه ابوقتاده را بينم از او پرسيدم ) : « آيا فرمانده سراغ مرا از تو گرفت ؟ » گفت : آرى و از هر دوى ما خشمناك بود . در خاتمه وقتى نزد ابوقتاده رفتم او مراملامت كرد ، به او گفتم مردى را كشتم كه چنين و چنان بود . آنگاه بدون تلفات باغنايم به مدينه بازگشتيم . » « 1 » در حُنَين پيامبر صلى الله عليه وآله پس از فتح مكه به منظور دفع شر دشمنان اسلام با ساز و برگ كامل نظامى روانهء حُنَين شد . ابوقتاده نيز در اين جنگ حضور داشت . ابو قتادهء انصارى گويد : « در جنگ حنين دو مرد را ديدم كه مىجنگيدند يكى مسلمان و ديگرى كافر ، آنگاه متوجه شدم كه يكى ازمشركان قصد دارد به فرد مشرك

--> ( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 2 ، ص 778 .